اللّهُمَّ بَلِّغ مَوْلانَا الْإمامَ الْهادِيَ الْمَهْدِيَّ
صَلَواتُ اللهِ عَلَيْهِ
عَنْ جَميعِ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ…
ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر
گردی به پا شد در افق گویی سواری میرسد
میدانی یعنی چه؟
یعنی همین حالا،
همین جایی که نشستهای و دلت گرفته،
همین وقتی که خسته شدهای از این همه تاریکی،
یک نفر دارد میآید.
نه یک نفر…
یک دنیا نور.
یک دنیا عدالت.
یک دنیا امید.
دعای عهد را که میخوانی.
هر صبح،
پیش از آنکه خورشید بزند به صورت روز،
داری یک قرار میگذاری.
یک قرار با صاحب زمان.
یک عهد که «ما هستیم تا تو بیایی.»
گردی به پا شد در افق…
غبار که بلند میشود، نشانه آمدن است.
تاریکی که به هم میریزد، نشانه روشنایی است.
دنیا که بیقرار میشود، نشانه رسیدن است.
پس غمگین نباش.
غمگین مکن دل منتظر را.
تحمل کن.
کمی بیشتر.
چند صباحی.
چند شبی.
چند بهاری.
چون سواری میرسد.
از افق.
از راه.
از همان جایی که خدا وعده داده.
اللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَج
و اجْعَلْنا مِنْ أَعْوانِهِ وَ أَنْصارِهِ
یا أَرْحَمَ الرَّاحِمین
میآید.
آن قدر یقین داشته باش که انگار میبینیاش.
و صبر کن.
صبری که از جنس انتظار است.
انتظاری که از جنس عبادت.
فرم در حال بارگذاری ...

