اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ خدایا اگر مارا در روز هایی که از ماه شعبان گذشت نبخشیدی پس مارا در باقیمانده آن بیامرز🥺🌱♥️ بیشتر »
آرشیو برای: "بهمن 1404"
توسط کوثربانو در آیات نور
إِلَهِي إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ, ما بالِ خویش را به چه قیمت فروختیم, از ما بگیر وسوسهی آب و دانه را.. _مناجاتشعبانیه🌱 . گاهی یک سؤال توی دلت میماند… ما بالِ خویش را به چه قیمت فروختیم؟… بیشتر »
توسط کوثربانو در آیات نور
إِلَهِي وَ رَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ, _دعایکمیل🌱 به خودم نگاه میکنم… چیزی نمیبینم جز: «ظَلَمْتُ نَفْسی» به خودم ستم کردم. با هر گناه، با هر قدم اشتباه، با هر فرصتی که سوزاندم. به تو نگاه میکنم… چیزی نمیبینم جز: «بِرَحْمَتِکَ وَسِعَتْ… بیشتر »
توسط کوثربانو در آیات نور
گاهی آنقدر هیچ چیز نداری که حتی نمیدانی چه بخواهی. نه پول، نه رفیق، نه راه، نه حتی یک دل خوش ساده. همه چیز تمام شده. همه درها بسته شده. همه داشتهها رفته. و تو ماندهای و یک دست خالی. یک دل پر از خواهش. یک چشم تر از ناامیدی. «رَبِّ إِنِّي لِمَا… بیشتر »
توسط کوثربانو در آیات نور
گاهی آدم دلش میخواهد یک نفر باشد واسطه بین او و خدا. یک نفر که دستش را بگیرد، ببرد تا در خانه خدا، بگوید: «این را من آوردم. خودش نمیتوانست بیاید. خودش راه را بلد نبود.» و تو نگاه میکنی به آن نفر… میبینی چقدر نورانی است. میبینی چقدر مهربان.… بیشتر »
توسط کوثربانو در آیات نور
گاهی مینشینی و حساب میکنی. نه حساب دخل و خرج دنیا. حساب کارهایی که کردهای. حساب روزهایی که رفتهاند. حساب شبهایی که بیخدا صبح شدهاند. و بعد… یکباره سنگینی همه چیز میآید روی شانهات. یک لحظه میبینی چقدر اشتباه کردهای. چقدر زمین خوردهای.… بیشتر »
توسط کوثربانو در آیات نور
گاهی آنقدر راه گم میکنی که دیگر هیچ تابلویی نمیبینی. نه نشانهای. نه چراغی.نه رهگذری که راه را بلد باشد. همه چیز تکرار شده. همه جادهها شبیه هم. همه انتخابها بینتیجه. و تو ایستادهای وسط یک بیابان بیآب و علف، با دلی پر از خستگی و چشمی تر از… بیشتر »
توسط کوثربانو در آیات نور
آدم که زمین میخورد، دستش میرود سمت چیزی که بگیردش. دیواری. میزی. شانهای. دستی… بعضی وقتها اما هیچکس نیست. هیچ دیواری. هیچ دستی. هیچ شانهای. آدم تنها میماند با زمین خوردنش. حضرت یوسف ماند. در چاه که بود، دستش به هیچکس نرسید. در خانه… بیشتر »
گاهی دلت میگیرد از راههایی که به جایی نمیرسد. از درهایی که پشت سرت بسته شد، از آدمهایی که نبودند، از خودت که کم آوردی… اما خدا میگه: وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ یونس، ۱۰۷✨ اگه من بخوام به چیزی برسونمت، میرسونمت. کسی هم… بیشتر »
توسط کوثربانو در آیات نور
گاهی آنقدر خسته میشوی که دلت میخواهد یک نفر فقط بگوید: «دیدمت. فهمیدمت. تنهایت نمیگذارم.» این آیه همان حرف را میزند. آیه ۴۸ سوره طور. «وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا» صبر کن. برای آنچه خدا برایت نوشته، صبر کن. برای آن روزهایی که… بیشتر »

